مصاحبه

مصاحبه ای با جوناز دانی (Jonas Downey)، طراح نرم افزار و طراحی سایت بیس کمپ (Basecamp)

مصاحبه ای با جوناز دانی (Jonas Downey)، طراح نرم افزار و طراحی سایت بیس کمپ (Basecamp)

تاریخ انتشار خبر : 1395 بهمن 19

مصاحبه ای با جوناز دانی (Jonas Downey)، طراح نرم افزار و طراحی سایت بیس کمپ (Basecamp)

از برترین ها یاد بگیریم: مصاحبه ای با جوناز دانی (Jonas Downey)، طراح نرم افزار و طراحی سایت بیس کمپ (Basecamp)

باور کنید یا نه، بیشتر موفقیت خود را به هنگام اجرای مشاغل و کسب و کارهای آنلاین، مرهون چگونگی رویکرد طراحی آن هستید. طرح، یکی از مسائل پیچیده و ظریفی است که واقعا نشان دهنده تجارب شخصی شما در قبال مشتریان می‌باشد.

ما مفتخریم که با یکی از طراحان معروف آشنا شده ایم و قصد داریم مصاحبه ای کوتاه با ایشان داشته باشیم. گاهی اوقات، با طرح سوالاتی از یک طراح بزرگ میتوان بلیط ورود به طراحی محصولات بعدی، طراحی سایت و یا طراحی کسب و کارهای آنلاین را به دست آورد.

 

طرح یا UX را چگونه تعریف می‌ کنید؟

1- UX این روزها به مساله مبهم و کاربردی تبدیل شده و میتواند به معنای بسیاری از چیزها در زمینه های مختلف باشد. به عقیده من، UX به دو مقوله تقسیم میشود:

زمان مورد نیاز برای کسب اطمینان از اینکه  محصول مورد نظر سودمند، واضح و دوستانه در منافع بشر میباشد و یا اینکه، محصول. طراحی سایت مورد نظر، مساله یا مسائلی از دنیای واقعی را حل کرده و به گونه ای طراحی شده که تعامل با ان، سازنده و آشکار است.

 

ابزار معمول UX چیست؟

2- برخی از برنامه ها یا ابزاری را که به صورت روزانه از آنها استفاده میکنید، نام ببرید.

فکر نمیکنم "ابزار UX" یک چیز واقعی باشد.ابزاری وجوددارند که شما میتوانید با کمک آنها به جستجوی مسائل پرداخته، محصولی ساخته و از آنها جهت ارزیابی آنچه هدفتان بوده، استفاده میکنید.

اما به نظر من طراحی UX آن چیزی نیست که با مجموعه ای از ابزار بتوان به آن دست یافت بلکه همچون پایه و اساسی مستحکم در فرآیند طراحی است. این به موقعیت افراد و زمانی که از محصولات شما استفاده میکنند، بستگی دارد. با این وجود، پاسخ به این سوال که من چگونه از این ابزار در طراحی استفاده میکنم، بسیار ساده است:

-استفاده از بیس کمپ جهت ایجاد ارتباط و مدیریت/برنامه ریزی

-استفاده از گودنت (Goodnote) برای ایده های طراحی (به همراه اپل پنسل و آی پد پرو).

-استفاده از متون مهم و نویسندگان iA برای کدگذاری، نت برداری و پست های بلند و طویل.

-اسکن و فتوشاپ جهت ایجاد جلوه های بصری ویژه.

-SIP برای رنگ پردازی

-Tower برای ساخت ترکیبات متنوع در برنامه گیت

 

3- چه کسی را در عرصه صنعتی بیشتر از بقیه میپسندید؟ دنباله رو چکسی هستید؟ چه کسی را تحسین میکنید؟

من از افرادی که خود را درگیر طراحی و نرم افزار کرده اند، الهام نمیگیرم بلکه بیشتر تمرکزم بر روی افرادی است که خارج از این حوزه ها فعالیت میکنند. من معتقدم اگر شما خودتان را مقید به این حلقه صنعتی محدود کنید، منزوی خواهید شد. از این رو من در درجه اول، سعی میکنم افرادی را الگو قرار دهم که چندان معروف نیستند و دیدگاه های عجیب و غریب داشته و یا حتی خارج از مجموعه مهارتهای من فعالیت میکنند.( مثل موسیقی راک، هنرهای زیبا، کتابهای کمیک).

 

تجربه کاربری ux

 

با این وجود، در عرصه صنعت من مطلقاً شیفته کارهای کلی اندرسون (Kelli Anderson) هستم. واقعا به روشی که او توانسته مفاهیم دیجیتال و فیزیکی را با هم ترکیب کند و به عمق ایده های نوآورانه او حسادت می ورزم. او یک استعداد شکوفاست. نه تنها کسی است که در طراحی وب و یا چاپ تبحر دارد، بلکه یک طراح به معنای واقعی است.

 

4- جالب ترین پروژه ای که در طول دوران حرفه ای خود طراحی کرده اید چیست؟

 خیلی سخت است که بتوان یک مورد از بین این همه کار انتخاب کرد. من معمولا به دنبال پروژه هایی هستم که بیانگر نوعی مساله هستند.ااین کار دو مزیت دارد:

1-با تلاش برای حل این مساله، چیزهای بیشتری فرا میگیرم.

2-بسیار هیجان انگیز است که بر روی پروژه ای کار کنم.

طراح ux

بنابراین، برای من خیلی آسان است بر روی پروژه هایی کار کنم که پیامدهای پایانی آن به نظر بسیار عجیب و غریب باشد. دو مورد از جالب ترین پروژه های من، ایجاد یک سالن تئاتر محلی با استفاده از کمپین  کیک استارتر (Kickstarter) و نیز ساخت یک اپلیکیشن پیش بینی وضعیت آب و هوا بوده است.

 

5- آیا تاکنون به عنوان عضوی از یک گروه بزرگتر فعالیت کرده اید؟ نظرتان در خصوص منافع و معایب کارکردن گروهی در مقابل کار انفرادی چیست؟

من در این سالها به طور کامل متقاعد شده ام که کار کردن انفرادی در عرصه طراحی، بسیار سخت میباشد. طراحی ،مربوط به مردم است.برای اینکه به درستی انجام بگیرد، به کمک سایر افراد نیز نیاز خواهید داشت.

البته این نیز ممکن است که به یک طراح حرفه ای انفرادی تبدیل شوید، اما حتی با این وجود باز هم برای ایجاد تعامل با مشتریان بایستی با سایر اعضای گروه هماهنگ شوید.

من خودم شخصا، هیچ چیزی را لذت بخش تر از همکاری با سایر افراد در طراحی بیس کمپ ندیده ام. ما یک گروه مولد بوده ایم و مانند قطعات یک مدار به هم متصل بوده و همکاری کرده ایم.

 

6- در مورد چگونگی روند آینده در عرصه صنعت طراحی UX چه میگویید؟

احتمالا شما بدترین فرد را برای سوال در مورد روندهای آتی انتخاب کرده اید! چرا که من سعی دارم همه آنها را نادیده بگیرم. من فکر میکنم پتانسیل باقوه ای در فناوری AR/VR وجود دارد. خیلی کنجکاوم بدانم آخرش چه میشود. اما فعلا در مرحله آزمایشی است.

 

7- آیا تاکنون قابلیت استفاده از طرح های خود را ارزیابی کرده اید؟

در طراحی پروژه بیس کمپ، ما از رویکرد" کارها بایستی انجام بگیرند" برای کمک به فهم موقعیت مشتریانمان و تصمیم گیری آنها در قبال خرید بیس کمپها بهره برده ایم.ما مصاحبه های یک به یک بیشماری با مشتریان انجام داده ایم و اطلاعات را به عنوان روشی برای تقویت ایده ها و آنچه در حال انجام است، ارزیابی نموده ایم. همچنین، سایر رویکردهای تحقیقاتی مشابه دیگر را نیز مورد بررسی قرار داده ایم. رویکردهایی همچون مقالات و مصاحبه های مشاهده رفتار مشتریان.

ما تاکنون هیچگونه بررسی رسمی انجام نداده ایم اما نه به این دلیل که این مساله مهم نباشد. من فکر میکنم به این دلیل که کمپانی ما ظرفیت بالایی برای آنچه بارگیری میکنیم دارد. از ویژگی های جدید برای خودمان استفاده کرده و آنها را از طریق QA ها مصوب می سازیم. در خلال این پروسه، هرگونه بررسی های جدی را تحلیل کرده و بی شک، این روند رو به رشد بررسی ها، منافع بسیاری در پی خواهد داشت.

 

8-به عنوان یک طراح، نظرتان در خصوص بزرگترین چالش پیش رویتان چیست؟ بگذارید اینچنین بگویم، بزرگترین مانع زندگی تان چه بوده؟

خیلی سخت است در پاسخ این سوالات کاملا بی طرف باشی. وقتی شما یک پروژه طراحی در دست دارید، واقعا نمیدانید چه اتفاقی خواهد افتاد و یا اینکه چقدر طول میکشد تا راه حلی مناسب بیابید. البته، تا حدی میتوانید به طور تقریبی حدس و گمانهایی بزنید، ولیکن پروژه ها معمولا آنگونه که شما انتظار دارید، پایان نمیگیرند. تمارین بسیاری لازم است تا بتوانید با آن کنار بیایید.  مثبت اندیشی و داشتن اعتماد به نفس در طول فرآیند پروژه ای، امری مهم و ضروریست.

 

9-آیا تجربه کار با نرم افزارهای ردیاب و حرارتی را داشته اید؟ اگر اینچنین بوده، لطفا چند مثال در خصوص چگونگی کار با چنین فناوری هایی ارائه بدهید و چگونگی تاثیرگذاری آن بر ارزیابی محصول نهایی را توضیح دهید.

ما از نرم افزارهای حرارتی بر سایت بازاریابی خود استفاده میکنیم و من دریافته ام که این روش به عنوان ابزاری مکمل بسیار سودآور بوده است. برای نمونه، در این خصوص کنجکاویم که آیا دوباره نامگذاری یک لینک، باعث افزایش کلیک کردن بر روی صفحه میشود یا نه. بنابراین، تست B/A را انجام میدهیم.  تجسم روند حرارتی، ماا را مجاز به مروری اجمالی از نحوه عملکردی میکند که بررسی آن از طریق شماره های اولیه بسیار آسان است. البته من نمیگویم این فرآیند خیلی مهم است اما قطعا مفید خواهد بود.

 

10- چنانچه شما قدرت بیشتری داشتید، چکار میکردید؟

در فضای بین کهکشان ها پرواز میکردم!

 منبع:

https://blog.crazyegg.com/2016/08/24/interview-with-jonas-downey/

 

 

شرکت طراحی وب

 

  • 31
  • 0
نظرات کاربران (0)
ثبت نظر